چکیلمیر حسرتین آرتیخ تو ای درد مرا درمان

یتیش فریادیمه بیر گون به سر آید غم هجران

آخی سن سیز گئچن هر گون برایم همچو سالی شد

داها بو آیریلیق بسدی رسیده بر لبم این جان

سنی من بیر داها شاید نبینم در کنار خود

آما یادین بو قلبیمده همیشه می کند طوفان

یاغیر یاغمور بو گوزلردن تو را چون یاد خود آرم

یاخیر بو کونلومی عشقین نموده قلب من ویران

بو دونیانین صفاسی یوخ چو در پیشم نباشی تو

کی سن سیز اولدو بو دونیا برایم مثل یک زندان

بیری بیر گون سنه سویلر خبرهای خوشی دارم

دویار سان اُلدی منصور دا به راه عشق تو قربان



تاريخ : یکشنبه بیست و سوم فروردین ۱۳۹۴ | 22:17 | نویسنده : منصور مصطفائی فر |
یورگیم قانلا دولوپ بس کی سنی یاد ائدیرم

کار اولوپ گوش فلک، عشقیوی فریاد ائدیرم

ییخمیسان بو یورگی آیریلیغین لا گوزلیم

سنی من یاده سالیپ قلبیمی آباد ائدیرم

هر شی ییم گئتدی الیمدن قورو بیر جان قالدی

اونودا باغلامیشام زولفووه بر باد ائدیرم

هر گئجه من خیالین لا دانیشیپ آغلاشیرام

یورگی آلداتیرام بوش خیالا شاد ائدیرم

سنی سئومک له بوتون عالمه مشهور اولدوم

بو شیرین سئومگه من منصوری فرهاد ائدیرم


موضوعات مرتبط: اشعار ترکی

ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه بیست و یکم اسفند ۱۳۹۳ | 0:59 | نویسنده : منصور مصطفائی فر |
چندی است دگر سایه ی تو بر سر ما نیست

رفتی تو ولی هجر تو در باور ما نیست

از بس که به یاد تو و عشق تو نوشتیم

نامی به جز از نام تو در دفتر ما نیست

ماییم که در دور فلک جز قدحی غم

چیز دگری بهر دل ساغر ما نیست

دین و دل ما بر سر عشق تو اگر رفت

تقصیر تو شد جرم دل کافر ما نیست

طوفان غمت آمد و کشتی دلم برد

غرقیم و به جز یاد تو کس یاور ما نیست

منصور به یاد تو چه بسیار غزل ها

گفتست ولی این غزل آخر ما نیست


موضوعات مرتبط: اشعار فارسی

تاريخ : چهارشنبه دهم دی ۱۳۹۳ | 0:28 | نویسنده : منصور مصطفائی فر |

خواستم سال نو را بر تو بگویم تبریک

گر چه دوریم ز هم یاد تو اما نزدیک

آرزو می کنم از بهر تو در سال جدید

لب خندان و دلی شاد، و ایامی نیک


موضوعات مرتبط: اشعار فارسی

تاريخ : چهارشنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۲ | 13:18 | نویسنده : منصور مصطفائی فر |
زندگی شاید همان لحظه ی کوتاهی بود

کاین دلم در گرو روی چونان ماهی بود

کاش در عاقبت عشق میان من و تو

جز جدایی غم انگیز ز هم راهی بود

دل شکستی به چه جرمی؟که چرا عاشق بود؟

کار تو با دل من آخر خودخواهی بود

این دلم را تو نبین گشته گدای عشقت

یک زمانی دل من بهر خودش شاهی بود

بعد تو بر لب منصور به هر راز و نیاز

شادی و دلخوشی ات ورد سحرگاهی بود


موضوعات مرتبط: اشعار فارسی

تاريخ : دوشنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۹۲ | 1:12 | نویسنده : منصور مصطفائی فر |
چه کنم که جز صبوری ز من هیچ بر نیاید

به سر آید عمرم اما غم تو به سر نیاید

نفسم گرفته از بس پی عشق تو دویدم

نرسی به دادم ار تو رود و دگر نیاید

به میان جمعم اما دل من غریب و بی کس

چو بمیرم اشک سردی ز دو چشم تر نیاید

ز شب سیاه زلفت شده تیره تر شب من

به غمت گرفته ام خو به شبم سحر نیاید

پر و بال من ببستی نروم ز کویت اما

خودت همره غریبه شدی و خبر نیاید

تو ز آرزوی منصور و دلش خبر نداری

نکِشد به بر تو را جان ز تنش به در نیاید


موضوعات مرتبط: اشعار فارسی

تاريخ : پنجشنبه یکم اسفند ۱۳۹۲ | 8:28 | نویسنده : منصور مصطفائی فر |
کمی شبیه به آن بغض کهنه ای هستم

که در گلوی عاشق دلشکسته بشکستم

هنوز کار بزرگی جز عاشقی بر تو

بلد نباشم و کاری نیاید از دستم

به آرزوی اینکه ز کار دل عقده بگشایم

دل از همه ببریدم چو بر تو دل بستم

ز آسمان چشم تو من اگر چه افتادم

ولی به انتظار طلوعی دوباره بنشستم

دلم گرفته ز دستت که بی وفا بودی

گسستی از من و اما من از تو نگسستم

برای مستی خود جام می نمی خواهم

که می نخورده من از چشم نرگست مستم

اگر بپرسی از احوال هر شب منصور

بگویمت که به یادت غریق اشک هستم


موضوعات مرتبط: اشعار فارسی

تاريخ : پنجشنبه سوم بهمن ۱۳۹۲ | 13:22 | نویسنده : منصور مصطفائی فر |


دو قدم مانده به یلدا,به شبی خاطره انگیز و بلند


به سپیدی ,به زمستان و اناری که دلش قصه یک رنگی ست...


یلدای دلتان شاد و پرنور باد...!



تاريخ : شنبه سی ام آذر ۱۳۹۲ | 9:51 | نویسنده : منصور مصطفائی فر |
گاهی به یاد عشق تو چشم دلم تر می کنم

غرق خیالت دست خود بر چانه لنگر می کنم

محو تماشايت شده مست از دو چشمت مي شوم

بهر شراب عشق تو دل را چو ساغر مي كنم

جز در خيالم روي تو گرچه نديدم من ولي

زيبايي رخسار تو ناديده باور مي كنم

تقدير اگر روي خوشش بر ما نشان ندهد چه غم

روياي شيرينم تويي با عشق تو سر مي كنم

منصور از آن روي چو گل ديگر نمي آرد سخن

من وصف بي پايان تو با شعر آخر مي كنم


موضوعات مرتبط: اشعار فارسی

تاريخ : دوشنبه بیست و پنجم آذر ۱۳۹۲ | 8:35 | نویسنده : منصور مصطفائی فر |
بير بولود وار بو گوزومده سني گورسم ياغاجاخ

گوز ياشيم ياغمور اولوپ سئل كيمي گوزدن آخاجاخ

صاباحا چاتماياجاخ سن سيز اولان بو گئجه لر

سني اولسم گوزليم قبريده كونلوم آناجاخ

بیر گونشدین کی چیخیب مشرق جاندان آمّا

بیلمدیم کی گونشیم تئز گئده جک تئز باتاجاخ

هارا گئتسن ده بو گوز یاشلاری آرخانجا گلیر

هر قدم قویسان ایزی بو یورگیمده قالاجاخ

یریوی توتمایاجاخ کیمسه سنین قلبیمده

ایتیریپ عشقینی منصور آما بیر گون تاپاجاخ


معنی شعر در ادامه مطلب


موضوعات مرتبط: اشعار ترکی

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه پنجم آذر ۱۳۹۲ | 21:44 | نویسنده : منصور مصطفائی فر |